سیاه
واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز
این کله پوکو میگیرم بالا
و از بی سیگاری میزنم زیر آواز
و اینقدر میخونم
تا این گلوی وا مونده وا بمونه....
تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی
که عمو بارون رو طاقش
عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته
......
شراب انگوري
ويليام شكسپير
اتللو، پرده ي دوم، صحنه ي سوم
عجبا از مردمان
دشمني را از پنجره ي دهان به خانه ي خود راه مي دهند
تا گوهر ِ عقل ِ آنها را بدزدد،
و شگفتا از ما كه با شادي و دست افشاني
ورود ِ خويش را به عالم ِ حيواني جشن مي گيريم.
------------------------------------------------------------
زخم پذير و روئين تن
ويليام شكسپير
هانري ششم، پرده ي سوم، صحنه ي دوم
آن كس كه حق با اوست
عريان و بي حفاظ چنان است
كه گويي جوشني از پولاد بر تن دارد،
و آن كس كه حق با او نيست
و جور و ستم دلش را تباه كرده است
هرچند كه خود را به هزار جوشن مجهز كند
همچنان زخم پذير و برهنه است.